خرید بک لینک
قصه ی پر غصه ای است قصه ی کرب و بلاگشته از این قصه خون قلب همه انبیا عرش خدا گشته است بزم غم قدسیانخالق سبحان شده ذاکر و نوحه سُرا  نام حسین(ع) گشته است ورد لب جبرئیلبر سر خود می زند دست عزا مصطفی(ص) از غم فرزند خود ناله کشد فاطمه(س)خون جگر می چکد از بصر مرتضی(ع) قلب امام زمان(عج) معدن غم ها شدهناله کنان روز و شب شد حسن مجتبی(ع) خون بجهد از زمین، گریه کند آسمانرخت عزا شد ز غم بر تن ارض و سما خاک عزا بر سر مردم دنیا شدهتا به قیامت بشر گشته به غم مبتلا  قلب بشر پر شده از غم و اندوه و دردکشته شده از جفا سبط رسول خدا(ص) عرش بلرزید و ریخت سقف سما بر زمینخشک نگردد ز غم تا به ابد چشم ما خامس آل عبا(ع), واسط  فیض خداستواسط فیض خدا, گشته سر از تن جدا سر بشکن از غم حضرت مولا حسین(ع)گشته جدا چون سر از پیکر او از قفا قلب همه مؤمنین خانه ی غم ها شدهعالم هستی شده یک سره ماتمسرا

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 18:47

سپاس و حمد بی پایان خدا راخدای سرمد و حیّ و توانا کسی که خالق هفت آسمان استهر آنچه خواهد او بی شک همان است نباشد قدرتی جز ذات پاکشحسینم من، عبید سینه چاکش سلامش بر محمد(ص) تا قیامتدرود او به خویشان رسالت به گرد گردن هر مرد و هر زنگلوبندی است، نامش چیست؟ مردن برایم هست مرگ آن گونه محبوبکه یوسف برده بودی دل ز یعقوب سعادت نیست الّا در شهادت کنم در کربلا او را زیارت ببینم، پیکرم صدپاره، بی جان به خون غلطان میان خیل گرگان همه اطفال من هستند عطشانتمام گرگ ها هستند جوعان  همه گرگان مرا صد پاره کردندبرای خویش فکر چاره کردند مرا کشتند با فخر و تکبّرکه از جسمم شکم هاشان شود پر  اگر مرگ کسی گردد مقدّرگریز از آن نمی باشد میسّر حسینم زاده ی شیر خدایمبه آنچه از خدا آید رضایم رسد گر از خدا بر من بلاییمنم تسلیم بی چون و چرایی منم ثارالله و دریای نورمبه هر درد و بلایی هم صبورم دهد الله مزد صابران راصبوری در بلا تا پای جان را خدایی که غفور و مهربان استلقایش مزد صبر صابران است حسینم پاره ی قلب رسولمحسین ابن علی(ع)، پور بتولم اگر چه گشته جسمم پاره پاره شوم ملحق به جدّ خود دوباره به نص تک تک آیات قرآنرسم بر جدّ خود در باغ رضوان بپیوندم به جدّ خویش چون منشود چشم رسول الله(ص) روشن به راه حقّ به قصد جانفشانینباشد بهتر از الان زمانی به پا خیزید تا با هم بکوچیملباس رزم را بر تن بپوشیم بنوشد هر که از جام شهادتکند پرواز تا کوی سعادت

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 3:42

شیعیان ای سوگواران حسین(ع)چشمه سار خون  شما را هر دو عین شیعه بودن گر چه باشد افتخارلیک دارد شرط های بی شمار شرط اول هست تقوا و یقینپای بندی بر فروع و اصل دین شیعه باشد عاشق صوم و صلاتهمچنین باید بپردازد زکات آمر معروف شرط دیگر استشیعه ناهی از بدی و منکر است شیعه باشد سر به فرمان خداسر نخواهد زد از او جرم و خطا او به حبل الله دارد اعتصامبر رضای حیّ سبحان اهتمام اتّکال او همیشه بر خداستروز و شب در حالت خوف و رجاست او نگهبان است بر اعمال خوداوست فکر پاکی اموال خود هم امور واجب و هم مستحبهست شیرین از برایش چون رطب فتنه ها را می کند خاموش او گفته هایش نیک، وقت گفتگو اوست تسلیم خدای ذوالجلالدعوت او سوی رشد است و کمال جهد او جلب رضای خالق است او امین و بی ریا و صادق است سر به فرمان پیمبر(ص) دارد اومقتدایی همچو حیدر(ع) دارد او پای تا سر دین و ایمان است اویاور اسلام و قرآن است او کوشش در کاهش طغیانگری استسعی او عدل و عدالت گستری است خیرخواه امت اسلامی استدشمن هر فاسق بدنامی است مهربان با مسلمین عالم استدر مصیبت ها چو کوهی محکم است حقّ عجین با جسم و جان شیعه استیاری از حقّ آرمان شیعه است هر که مولایش شهید کربلاستجامه ی صبرش به تن در هر بلاست از هدایت پاسداری می کندهر که را هادی است یاری می کند اسوه و الگوی شیعه حیدر(ع) استعادل است او و عدالت گستر است در ره یاری دین می میرد اوحقّ مظلوم از ستمگر گیرد او پاسدار دین و آیین باشد اومانع از بازی با دین باشد او بین مردم چون قضاوت می کندحکم از روی عدالت می کند بهر مردم اوست چون حصنی حصینایمنی بخش است بر روی زمین مایه ی فخر مسلمان است اوپایبند عهد و پیمان است او هست نیکو جمله خصلت های اوفکرت و اندیشه های او نکو مقتدای اوست سلطان

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 3:42

آمد محرّم، آمد محرّم شد فصل غصه و اندوه و ماتم  در کرب و بلا، شد قحطی آباصغر (ع) از تشنگی، گردیده بی تاباز غمش خون جگر یاران و اصحابدر پیش رو دارند یک کاروان غم می شود کربلا دریایی از خونشود از خون تن اصحاب گلگونغم روی غم شود پیوسته افزونزیر بار عزا قدها شود خم بهر دفاع از اسلام و قرآنهمه جان ها به کف خیل عزیزانمی روند یک به یک رو سوی میدانهمه با شوق و با عزمی مصمم عون و عبدالله و قاسم و جعفرمِیِ بلا نوشند از جام خنجرچون جان خود دهند در راه باوراز دیده جای اشک جاری شود « دم » از ظلم بی حد قوم ستمگردر خون شنا کنند عباس(ع) و اکبر(ع)گردد نشان تیر حلقوم اصغر(ع)ای وای از این عزا، ای وای از این غم در زیر تلّی از نیزه شکستهزینب(س) بیند حسین(ع) به خون نشستهآهی برآورد از قلب خستهریزد از چشم او اشک دمادم بالای نیزه سرهای شهیدانشود راس حسین(ع) قاری قرآندر پای نیزه ها نالان یتیمانهرگز ندارد این غصه مرهم در بند غم اسیر طفلان نالانپای برهنه بر خار مغیلاناین سو و آن سو دوان در بیابانهر جا بساط غصه شد فراهم افلاکیان غصه دار و غمینندهم ناله با مردمان زمینندنالان و غمگین همه مؤمنیننددر بین غم هاست این غصه اعظم

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 3:42

سلام خدا هدیه بر مصطفی(ص)درود خدا هدیه بر مرتضی(ع) اخوالمصطفی(ص) و وزیر و وصیّحبیب و صدیق و امین نبیّ علی(ع) افضل خاندان رسول(ص)عدیل و قرین و نظیر بتول علی(ع) پاک و خالص، امین و ولیّعلی(ع) جانشین و وزیر نبیّ علی(ع) اشرف عترت مصطفاستدرِ حکمت و حجّت کبریاست به آیین و دین خلق را رهبر اوستکه تسلیم فرمان پیغمبر(ص) اوست علی(ع) سیّد و سرور مسلمینامیر و امام همه مؤمنین علی(ع) پیشگام نکو سیرتانبه آیات قرآن علی(ع) ترجمان درود و سلام خدا بر علی(ع)خدا در وجود علی(ع) منجلی سلامی که نیکوتر و برتر استز حقّ هدیه بر حضرت حیدر(ع) است گواهم که در یاری از مصطفی(ص)عمل کرده بر عهد خود مرتضی(ع) امین رسول خدا حیدر(ع) استعلی(ع) از همه انبیاء برتر است حلال خدا و حرام خدابه سعی علی(ع) گشته از هم جدا شد احکام دین را علی(ع) پاسدارکه دعوت به حق کرد او بی شمار علی(ع) دوست با دوستان خداستعلی(ع) دشمن دشمنان خداست علی(ع) کرده پیکار با ناکثینعلی(ع) بوده در جنگ با قاسطین علی(ع) داشت با مارقین کارزارعلی(ع) زیرک است و علی(ع) هوشیار اگر سرزنش شد صبوری نمودز اجحاف و آزار دوری نمود پرستید تنها خدا را علی(ع)تمام وجودش خدا باوری رسیده است عید سعید غدیر دل شیعه شاد از صغیر و کبیر چراغان شده از زمین تا سماءپر از شور و شادی دل انبیاء همه ماهیان خُرّم و شادمانخوش و شاد و مسرور افلاکیان به رقص است از شوق مرغ هوازمین نور باران ز نور خدا به عشق علی(ع) زنده هستیم مابه غیر از علی(ع) دل نبستیم ما

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 5:29

از خداوند مهربان و ودودبه همه خاندان وحی درود السلام ای امام دین موسی(ع)که تو هستی به شیعیان مولا جانشین و وزیر ابراریپیشوای به حقّ اخیاری ای که هستی تو معدن انوارکوه آرامشی و صبر و وقار پُری از حکمت و پُر از آثارقلبت از لطف و مرحمت سرشار کاظم الغیظی و شکیباییپسر مرتضی(ع) و زهرایی همه شب تا سحر تویی بیدارکار تو حمد و ذکر و استغفار سجده هایت همیشه طولانی استچشم هایت همیشه بارانی است ساهری(۱) در تمام شب ای ماهگرم راز و نیاز با الله مثل یک مرغ از قفس خستهناله های تو هست پیوسته پای تا سر کرامت و فضلیپایگاه عدالت و عدلی اسوه ی نیکی و وفایی توشیعه را میر و مقتدایی تو ای چراغ هدایت انسانجلوه ی حُسن خالق سبحان عالم از مقدمت چراغان شدقلب ما پر ز نور ایمان شد ذکر تسبیح مؤمنین شده ایورد لبهای متقین شده ای از قدوم تو خاک گلشن شددیده ی اهل بیت(ع) روشن شد خاکیان جمله دست افشانندعرشیان هم ترانه می خوانند مؤمنان را تو بهتر از جانیمعنی آیه های قرآنی تو نماینده ی خدا هستیمایه ی فخر انبیا هستی خنده روئیده بر لب شیعهنور باران شده شب شیعه نقل هر محفلی است نام شمامرغ دل ها اسیر دام شما آسمان ها ستاره باران شدلب شیعه دوباره خندان شد ای که هستی به شیعیان مولارحمت واسعه تویی آقا آمدی مقدمت مبارک باددل مؤمن ز مقدمت شد شاد__________________۱- بیدار

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 5:29

شب تاریک ما منوّر شد حال ما از همیشه بهتر شد گل زهرا(س) قدم به خاک گذاشتجای جای جهان معطّر شد علی ابن الجواد(ع) روز نخستشیعه را مقتدا و رهبر شد او مددکار دین اسلام استاو به اسلام یار و یاور شد چون که لبریز عشق و ایمان بوداسوه ای از یقین و باور شد دل شیعه ز مقدمش شد شادشیعه مست از صَبوح و ساغر شد با خودش مِهر و رحمت آوردهواسط فیض حیّ داور شد جانشین علی(ع) ولیّ خداستآری او حیدر(ع) مکرر شد مادر اوست حضرت زهرا(س)مایه ی افتخار مادر شد نیست ما را غمی ز طوفان هااو به کشتی دین چو لنگر شد او به تصریح آیه ی تطهیرپاک و پاکیزه و مطهّر شد معنی آیه های قرآن اوستوصف و تفسیر و شرح کوثر شد پای تا سر کمال و معرفت استاو به هر فضل و علم مظهر شد آفریدش خدا ز نور خودشچه تعجب اگر که اختر شد حجت کردگار بی همتاستدهمین نایب پیمبر(ص) شد ما غلامان خانه ی اوییماو به ما سرپرست و سرور شد شکر یارب دقایق عمرمهمه زیر لوای او سر شد 

برچسب: نویسنده: مبین شریفی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 17:33

صفحه بندی